|
ميگويند كه وقتي خواجه نصيرالدين طوسي به شهر مراغه رسيد، تصميم گرفت رصدخانهاي بسازد. به هلاكوخان گفت ميخواهم چنين كاري را بكنم و از تو كمك ميخواهم. هلاكو از خواجه پرسيد: اين كار چه فايدهاي دارد؟ خواجه پاسخ داد: فايده رصدخانه آن است كه آدمي ميداند در آينده كيهان چه واقع ميشود. هلاكو گفت: آگاهي از حوادث آسمان چه فايدهاي دارد؟ خواجه گفت: آنچه من ميگويم انجام دهيد تا معلوم شود چه ميگويم. فرمان دهيد كسي بر بالاي اين خانه برود ( البته كسي جز من و تو كه نداند چه ميخواهد بشود). آنگاه طشت مسي بزرگي از بالاي بام به ميان سرا پرتاب كند. هلاكو قبول كرد. به فرمان او يكي از خدمتگزاران به بالاي بام رفت و طشت مسي بزرگي را به پائين پرتاب كرد. همه مردمي كه در آن اطراف بودند بسيار وحشت كردند و حتي عدهاي به حالت غش افتادند ولي خواجه و هلاكو چون از افتادن طشت با خبر بودند نترسيدند و تغييري در حالشان رخ نداد. در اين هنگام خواجه گفت: منفعت رصدخانه اين است كه كساني بدين وسيله از وقوع حوادث پيش از وقت آگاه ميشوند و بقيه مردم را آگاه ميسازند. در نتيجه هيچ كسي دچار هول و هراس نميشود. هلاكوخان نظر خواجه نصيرالدين طوسي را قبول كرد و فورا دستور داد وسائل بناي رصد خانه را فراهم كنند و در كنار مراغه در دامنه كوهي كه امروزه به رصدداغي معروف است رصدخانه را بسازند.
ليست ديوانه ترين دانشمندان جهان که توسط نشريه اي علمي منتشر شده است به معرفي 10 نفر از نابغه هاي تاريخ بشر مي پردازد که در عين ارائه ابداعاتي که حيات بشر را متحول کرده اند از خصوصيات رفتاري عجيبي نيز برخوردار بوده اند.
به گزارش مهر، دانشمندان بزرگي که نام آنها در تاريخ بشر به عنوان بزرگترينها به ثبت رسيده است در زمان حيات خود نسبت به ديگر افراد به گونه اي غيرعادي به شمار مي آمده اند. اين افراد با هوش بسيار بالاي خود نه تنها طرحي جديد و گاه غيرعادي را به زندگي بشر افزودند، بلکه ديدگاه انسان نسبت به جهان را به طور کل تغيير دادند. نشريه علمي لايوساينس به منظور معرفي اين افراد که در دوره خود از برترينها به شمار مي رفته اند، طي گزارشي جالب ليست 10 نفر از اين دانشمندان که به دليل بالا بودن بيش از حد سطح هوشي از نظر بسياري از افراد زمان خود ديوانه به شمار مي رفته اند را با عنوان "ليست 10 تن از ديوانه ترين دانشمندان جهان" منتشر کرده است. يوهان کونراد ديپل: وي در کشور آلمان و در قلعه اي به نام فرانکشتاين متولد شده و رشد کرد. در قرن 17 ميلادي وي به عنوان يک شيمي دان موفق به ابداع رنگدانه آبي پروس يکي از اولين رنگهاي شيميايي ترکيبي در جهان شد. اما اصلي ترين و بي پايان ترين تلاش وي که شهرت زيادي را نيز برايش به ارمغان آورد تلاش براي کشف اکسير حيات يا ناميرايي است. شايعاتي که درباره آزمايشهاي وي بر روي اجساد انسانها وجود داشته است الهام بخش شکل گيري شخصيت افسانه اي داستان فرانکشتاين بوده است. وارنر ون براون: وي در سن 12 سالگي قطار اسباب بازيش را از ترقه پر کرده و در ميان خياباني شلوغ در آلمان منفجر کرد. اين عمل نشانه از پديده اي بود که در آينده در حال وقوع بود. وي در نهايت به عنوان مغز برنامه هاي موشکي V-2 هيتلر به عنوان اسير جنگي به زندان افتاد و سپس راه خود را به سوي فضا و اکتشافات فضايي باز کرد. وي در حاليکه در برنامه هاي فضايي آمريکا دست داشت به عنوان استاد فلسفه و غواصي نيز مشغول به کار بود. رابرت آپنهايمر: رئيس پروژه منهتن که به منظور توليد اولين بمب اتمي جهان راه اندازي شده بود، هرگز در ابراز احساس خود در رابطه با جامعه گرايي و حس کشمکش و ناسازگاري درباره بمباران اتمي ابايي نداشت. به طوريکه تمامي نيروي سياسي و دانشگاهي خود را بر روي اين موضوعات متمرکز کرد. وي با وجود اين مجادله ها و درگيريها به عنوان مردي شناخته مي شود که زبانهاي آلماني و هندي را تنها به اين منظور آموخت تا در هنگام آزمايش اولين بمب اتم خود قسمتهايي از کتاب مقدس هندوها را به عنوان خطابه بيان کند. فريمن ديسون: وي در زمينه هاي علم فيزيک و نويسندگي داستانهاي علمي تخيلي بسيار چيره دست بوده است. ديسون در سال 1960 نظريه اي را مبني بر نياز انسان در توليد لايه اي محافظتي براي محاصره منظومه خورشيدي و حداکثر استفاده از نور خورشيد ارائه کرد. اين لايه اکنون با عنوان لايه ديسون شناسايي مي شود. ديسون عميقا به حيات ماورايي اعتقاد داشته و بر اين باور بود انسان طي چند دهه آينده قادر به برقراري ارتباط با موجودات ماورائي خواهد بود. ريچارد فين مان: وي نيز يکي از نابغه هايي بود که در پروژه منهتن حضور موثري داشته و در تيم نخبه هايي بود که بمب اتم را توليد کردند. فين مان يکي از مهمترين دانشمندان قرن بيستم ميلادي به شمار مي رود. وي در کنار مشغله خود به عنوان يک فيزيکدان به موسيقي و طبيعت علاقه بسياري داشت و موفق به رمزگشايي خط هيروگليف مايانها شده بود. جک پارسونز: وي در عين حال که از پايه گذاران لابراتوار رانشي جت به شمار مي رود به صورت مداوم به تمرين جادو و جادوگري مي پرداخته است. اين دانشمند مرموز و فعال در زمينه علوم فضايي از تحصيلات رسمي برخوردار نبود و در عين حال رياست توليد راکتي سوختي براي هدايت ايالات متحده به فضا را در دست داشت. وي طي حادثه اي ناگوار در حال انجام آزمايشهايي در محل سکونت خود در اثر انفجاري بزرگ از دنيا رفت. جيمز لاولاک: اين دانشمند زيست محيطي مدرن و مخترع فرضيه بزرگ جهان ابر ارگانيسم، در ارائه پيش بيني هاي وحشتناک درباره تغييرات جوي شهرت زيادي داشته است که اکنون مي توان به خوبي ديد بسياري از پيش بيني هاي وي به حقيقت پيوسته اند. بر اساس پيش بيني وي مرگ تدريجي در حدود 80 درصد از جمعيت بشر تا سال 2100 امري اجتناب ناپذير خواهد بود. نيکولا تسلا: تسلا فردي است که در هنگام روشن کردن يک سوئيچ بزرگ الکتريکي بايد تصوير وي را در ذهن داشت. وي به عنوان مخترع راديوي بي سيم و ژنراتورهاي AC که کليد آغاز عصر الکتريک به شمار مي رود، شناخته مي شود. وي همچنين به عنوان نابغه ديوانه نيز شناخته مي شد زيرا بسيار کم خوابيده و از بدن خود به عنوان ابزاري رسانا براي نمايش دستاوردهايش در جمع استفاده مي کرد. لئوناردو داوينچي: اين دانشمند و نقاش محبوب ايتاليايي به گونه اي از ميان تمامي شاهکارهاي دوران رنسانس اين فرصت را پيدا مي کرد تا به جهان نامتعارف نيز سرکي بکشد. در کتاب طراحيهاي اين دانشمند ايتاليايي که اکثرا به صورت قرينه نگاشته شده، سرزمين عجايبي از ماشينها و طراحي هاي شگفت انگيز نهفته است که بسياري از آنها نهفته باقي مانده و برخي از آنها از جمله طرح هلي کوپتر اوليه وي قرنها بعد به واقعيت تبديل شد.
به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید: ۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛ ۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟ ۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟ ۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛ ۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛ ۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟ ۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟ ۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که: امتیازات نتیجه گیرى اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند. اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید. اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید. از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید. و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد
ایا تا به حال فکرکردید که انواع بستنی های خوشمزه
باز گو کننده شخصیت شما هستند؟؟ بین این بستنی ها شما چه بستنی رو ترجیح میدید؟ ۱- بستنی گردوئی ۲- بستنی کاکائویی ۳- بستنی پسته ای ۴-بستنی وانیلی ۵- بستنی با طعم ... ۶- بستنی با طعم توت فرنگی ۷-بستنی موزی ------------ --------- --------- --------- --------- --- بستنی گردوئی: دوستداران این نوع بستنی منظم محتاط و به شدت کمال گرا هستند٬ خیلی به جزئیات اهمیت میدهند و هیچ گاه از قوانین تخطی نمیکنند وظیفه شناسی اخلاق گرایی و محافظه کاری از ویژگیهای بارز آنهاست این افراد از رقابت با دیگران بویژه در زمینه ورزش لذت میبرندو دوست دارند همیشه در هر جمعی رئیس باشند. ------------ --------- --------- --------- --------- --------- ------ بستنی کاکائویی: اگر این بستنی مورد علاقه شماست به جرات میتوان گفت که فردی سر زنده و خلاق هستید و به ندرت سعی میکنید هیجان و اشتیاقتان را پنهان کنید.شخصییت شما برای دیگران جالب است و در مهمانیها همیشه وجود و حضور شما فضا را گرم و شاد میکند. بر عکس کارهای یکنواخت کسلتان میکند و از این که همیشه در مرکز توجه باشید لذت میبرید ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --- بستنی پسته ای: این افراد شنوندگان خوبی هستنند. صبر و تحمل زیادی دارند و مشکلات را با شکیبایی پشت سر میگذارند.کمتر خشمگین میشوند و بسیار احساساتی هستند.در درک مشکلات و موقعیت های دیگران بسیار خوب عمل میکنندو به همین دلیل روابط خوبی با دیگران دارند. دیگران از اینکه با شما صحبت و درد دل کنند احساس خوبی دارند. ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --- بستنی وانیلی: اگر این نوع بستنی را دوست داریداحتمال قریب به یقین آدمی هستید بسیار تنوع طلب.در واقع شما غالبا" بر اساس انگیزه های آنی خود عمل میکنید واز خطر کردن هم نمیترسیداز آنجا که توقعات زیادی از خود دارید می توانید اهداف بلندی را برای خود در نظر بگیرید. مهمتر از همه ی اینها این است که روابط نزدیک خانوادگی برایتان مهم و لذت بخش است.. ------------ --------- --------- --------- --------- --------- ---- بستنی با طعم ...: بستنی با طعم ... نشان دهنده حافظه خوب و قوی شماست و تقریبا" هیچ گاه اسمها و وقایع گذشته را فراموش نمیکنید اصولا به خاطرات گذشته عشق می ورزید و از مرور خاطراتتان لذت میبرید تا حدی درونگرا هستید و احساساتتان را به راحتی بروز نمی دهید. ... به رغم تلخی نشان دهنده شخصییت شیرین آدمهاست شما زندگی مبتنی بر گذشته را با امید به آینده می سازید و خاطرات زیبای خود را با هیچ چیز عوض نمیکنید. ------------ --------- --------- --------- --------- --------- ----- بستنی با طعم توت فرنگی: و اما افرادی که به بستنی با طعم توت فرنگی علاقه دارند بسیار کمرو وخجالتی اند احساسات این افراد بسیار قوی است و به هیچ وجه نمیتوان آن را به بازی گرفت این افراد بسیار دقیق گاهی شکاک و در عین حال خود رای هستند دوستداران این نوع بستنی بشدت درونگرا هستند و معمولا خودشان را به خاطر ضعفهاو اشتباهاتشان سرزنش میکنند معمولا خجالتی بودن این افراد باعث میشود در بسیاری از زمینه ها از دیگران عقب تر باشند ------------ --------- --------- --------- --------- --------- ----- بستنی موزی: اما اگر طعم بستنی موزی را به بقییه طمع ها ترجیح میدهید فردی هستید بسیار آسان گیر که به راحتی خودتان را با شرایط جدیدو به طور کلی هر شرایطی وفق میدهید . دست و دلبازی صداقت و همدلی شمازبانزد خاص و عام است.دوستان از این که شما را برای صحبت و درد دل دارند لذت میبرند و میدانند که همیشه دوست خوبی برای آنهاوجود داردکه میتواند به حرفهای آنها گوش بدهد و زندگی راحتری را برایشان ترسیم کند
1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید. 2- دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره ی آرامش است، با زور نمی توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید. 3- افراد آرام به خود می گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می برند. 4- وقتی احساس می كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید. 5- اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث آرامش می شود. 6- آرامش را از كودكان بیاموزید، ببینید كه چگونه در همان لحظه ای كه هستند، زندگی می كنند و لذت می برند. 7- از همان كه هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می كنید. 8- هرچه اكسیژن بیشتری به شما برسد، آرام تر خواهید شد، خوب است در محل كار و زندگی خود گیاهی نگه دارید. 9- مهم نیست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند یا نه، برخورد مؤدبانه ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد. 10- سرعت حركت شما با احساستان رابطه ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام تر كنید، طولی نمی كشد كه آرام خواهید شد. گاهی می توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید. 11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید كه با صدای بلند صحبت كند؟ 12- با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید. 13- راحتی، یكی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و كفش راحت: • هر چند وقت یك بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید. • در آوردن كفشها به كاهش فشار عصبی كمك میكند. • فشردن یك توپ كوچك، تنشهای عصبی را كه در انگشتان و دستهای شما متمركز شدهاند، خالی می كند. • لباسهای گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می شود. 14- لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید، سپس بیشتر وقتها آنها را به یاد آورید و درباره شان فكر كنید و لذت ببرید. 15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نكنید. تماشای ماهی ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می كند، زیرا ماهیها آرام شنا می كنند و آرام تنفس می كنند. 16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فكری و احساس آرامش خواهد شد. 17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید. 18- تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید، این كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم می كند و به شما اجازه میدهد، ذهن و فكرتان را از بسیاری مسائل پاك كنید. 19- احساسات و مشكلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید. 20- یكی از مهمترین مهارتها در آرام بودن، فكر نكردن به مسائل كوچك است، دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است. شاد كردن دیگران، موجب آرامش می شود. نمی دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه دهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست! 22- اگر می دانستید كه: «سیگار كشیدن + ورزش نكردن = استرس ، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی كشیدید و ورزش كردن را به تعویق نمی انداختید.
10 چیز که خداوند در مورد آن ها هرگز از تو سوال نمی کند
لطفا" بلافاصله بعد از وارد شدن به داخل خودرو سیستم تهویه هوا را روشن نکنید. پس از وارد شدن به داخل خودرو، پنجره های خودرو را پایین کشیده و صبر کنید تا هوای داخل خودرو عوض شود، بعد ازچند دقیقه می توانید سیستم تهویه مطبوع خودرو را روشن نمایید. ایا می دانید دلیل انجام این کار چیست؟ بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، داشبورد ، صندلی وسیستم تهویه هوای خودرو از خود گازبنزن ساطع می کنند که یک گازبسیار سمی و سرطانزاست( حتما" بارها بویی شبیه پلاستیک گرم شده را در خودرویتان احساس کرده اید ،این همان بوی گاز سرطانزای بنزن است.) علاوه بر سرطانزایی ، گاز بنزن به استخوان ها اسیب رسانده ( مسمومیت استخوان ها) ونیز باعث ابتلا به انومیا (نوعی از سرطان خون مربوط به گلوبولهای قرمز خون) و کاهش سطح گلوبولهای سفید بدن می گردد.همچنین تماس طولانی مدت با این گاز سمی باعث ابتلا به لوکمیا (نوع دیگری از سرطان خون مربوط به گلوبولهای سفید خون) ودر مواردی همزمان با افزایش ریسک ابتلا به سرطان باعث سقط جنین در خانمها نیز می گردد. جالب است بدانید:
میزان سطح قابل قبول بنزن در هوای ازاد حدود 50 میلی گرم در هر فوت مربع می باشد،در حالیکه میزان بنزن موجود در داخل یک خودروی پارک شده با پنجره های بسته بین 200تا 400 میلی گرم می باشد.حال اگر این خودرو در فضای باز و زیر نور خورشید در دمای بالای 60 درجه فارنهایت پارک شده باشد سطح بنزن موجود در فضای داخل ان بین 2000 تا 4000 میلی گرم بالا می رود که 40 برابر بیشتر از سطح قابل قبول ان می باشد.
افرادیکه سوار خودرویی با پنجره های بسته می شوند بطور اجتناب ناپذیری در معرض تنفس پی در پی و بیش از اندازه این گاز مهلک و سمی قرار می گیرند.
علاوه بر موارد ذکر شده بالا بنزن گازیست که :
کلیه ها و کبد را تحت تاثیر قرار داده و از همه خطرناکتر اینکه بدن انسان به سختی می تواند این ماده سمی و خطرناک را دفع نماید.
((پس دوستان عزیز قبل از سوار شدن داخل خودرو، پنجره ها و درب خودرویتان را باز نمایید و بگذارید هوای سمی و زهرالود انباشته شده داخل اطاق خودرو خارج گردد، به عبارت دیگر این ماده سمی را از فضای خودروی خود بیرون برانید.))
یک ضرب المثل چینی :
وقتی شخصی موضوع ارزشمندی را که به نفع شماست با شما در میان گذاشت شما نیزاخلاقا" وظیفه دارید ان مطلب را به دیگران انتقال دهید.
انسان مجموعه ای ازآنچه داردنیست بلکه مجموعه ایست ازآنچه هنوز ندارد،اما می تواند داشته باشد. ‹‹سارتر››
یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !
فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.
يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همهي كتابهايش را با خود به خانه مي برد. با خودم گفتم: 'كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حالي است!' من براي آخر هفته ام برنامه ريزي كرده بودم. (مسابقهي فوتبال با بچه ها، مهماني خانهي يكي از همكلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم. همينطور كه مي رفتم، تعدادي از بچه ها رو ديدم كه به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاكها افتاد. عينكش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، روي چمنها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي اختيار قلبم به طرفش كشيده شد و بطرفش دويدم. در حاليكه به دنبال عينكش مي گشت، يه قطره درشت اشك در چشمهاش ديدم. همينطور كه عينكش را به دستش ميدادم، گفتم: ' اين بچه ها يه مشت آشغالن!' او به من نگاهي كرد و گفت: ' هي ، متشكرم!' و لبخند بزرگي صورتش را پوشاند. از آن لبخندهايي كه سرشار از سپاسگزاري قلبي بود. من كمكش كردم كه بلند شود و ازش پرسيدم كجا زندگي مي كنه؟ معلوم شد كه او هم نزديك خانهي ما زندگي مي كند. ازش پرسيدم پس چطور من تو را نديده بودم؟ او گفت كه قبلا به يك مدرسهي خصوصي مي رفته و اين براي من خيلي جالب بود. پيش از اين با چنين كسي آشنا نشده بودم. ما تا خانه پياده قدم زديم و من بعضي از كتابهايش را برايش آوردم. او واقعا پسر جالبي از آب درآمد. من ازش پرسيدم آيا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازي كند؟ و او جواب مثبت داد. ما تمام اخر هفته را با هم گذرانديم و هر چه بيشتر مارك را مي شناختم، بيشتر از او خوشم ميآمد. دوستانم هم چنين احساسي داشتند. صبح دوشنبه رسيد و من دوباره مارك را با حجم انبوهي از كتابها ديدم. به او گفتم:' پسر تو واقعا بعد از مدت كوتاهي عضلات قوي پيدا مي كني،با اين همه كتابي كه با خودت اين طرف و آن طرف مي بري!' مارك خنديد و نصف كتابها را در دستان من گذاشت. در چهار سال بعد، من و مارك بهترين دوستان هم بوديم. وقتي به سال آخر دبيرستان رسيديم، هر دو به فكر دانشكده افتاديم. مارك تصميم داشت به جورج تاون برود و من به دوك. من مي دانستم كه هميشه دوستان خوبي باقي خواهيم ماند. مهم نيست كيلومترها فاصله بين ما باشد. او تصميم داشت دكتر شود و من قصد داشتم به دنبال خريد و فروش لوازم فوتبال بروم. مارك كسي بود كه قرار بود براي جشن فارغ التحصيلي صحبت كند. من خوشحال بودم كه مجبور نيستم در آن روز روبروي همه صحبت كنم. من مارك را ديدم. او عالي به نظر مي رسيد و از جمله كساني به شمار مي آمد كه توانسته اند خود را در دوران دبيرستان پيدا كنند. حتي عينك زدنش هم به او مي آمد. همهي دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهي من بهش حسودي مي كردم! امروز يكي از اون روزها بود. من ميديم كه براي سخنراني اش كمي عصبي است. بنابراين دست محكمي به پشتش زدم و گفتم: ' هي مرد بزرگ! تو عالي خواهي بود!' او با يكي از اون نگاه هايش به من نگاه كرد( همون نگاه سپاسگزار واقعي) و لبخند زد: ' مرسي'. گلويش را صاف كرد و صحبتش را اينطوري شروع كرد: ' فارغ التحصيلي زمان سپاس از كساني است كه به شما كمك كرده اند اين سالهاي سخت را بگذرانيد. والدين شما، معلمانتان، خواهر برادرهايتان شايد يك مربي ورزش... اما مهمتر از همه، دوستانتان... من اينجا هستم تا به همه ي شما بگويم دوست كسي بودن، بهترين هديه اي است كه شما مي توانيد به كسي بدهيد. من مي خواهم براي شما داستاني را تعريف كنم.' من به دوستم با ناباوري نگاه مي كردم، در حاليكه او داستان اولين روز آشناييمان را تعريف مي كرد. به آرامي گفت كه در آن تعطيلات آخر هفته قصد داشته خودش را بكشد. او گفت كه چگونه كمد مدرسه اش را خالي كرده تا مادرش بعدا ً وسايل او را به خانه نياورد. مارك نگاه سختي به من كرد و لبخند كوچكي بر لبانش ظاهر شد. او ادامه داد: 'خوشبختانه، من نجات پيدا كردم. دوستم مرا از انجام اين كار غير قابل بحث، باز داشت.' من به همهمه اي كه در بين جمعيت پراكنده شد گوش مي دادم، در حاليكه اين پسر خوش قيافه و مشهور مدرسه به ما دربارهي سست ترين لحظه هاي زندگيش توضيح مي داد. پدر و مادرش را ديدم كه به من نگاه مي كردند و لبخند مي زدند. همان لبخند پر از سپاس. من تا آن لحظه عمق اين لبخند را درك نكرده بودم. هرگز تاثير رفتارهاي خود را دست كم نگيريد. با يك رفتار كوچك، شما مي توانيد زندگي يك نفر را دگرگون نماييد: براي بهتر شدن يا بدتر شدن. خداوند ما را در مسير زندگي يكديگر قرار مي دهد تا به شكلهاي گوناگون بر هم اثر بگذاريم. دنبال خدا، در وجود ديگران بگرديم.
1. یک تایوانی 64 ساله که بیش از سی سال است که نخوابیده است،این مرد بعد از یک تب در سال 1973 دیگر نتوانسته بخوابد. ظاهرا این بیخوابی طولانی تاثیری هم بر سلامتی اش نداشته است.او در یک مزرعه زندگی می کند و از خوک و مرغ نگهداری می کند و این کار تمام وقت او را می گیرد
يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همهي كتابهايش را با خود به خانه مي برد. با خودم گفتم: 'كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حالي است!' من براي آخر هفته ام برنامه ريزي كرده بودم. (مسابقهي فوتبال با بچه ها، مهماني خانهي يكي از همكلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم. همينطور كه مي رفتم، تعدادي از بچه ها رو ديدم كه به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاكها افتاد. عينكش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، روي چمنها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي اختيار قلبم به طرفش كشيده شد و بطرفش دويدم. در حاليكه به دنبال عينكش مي گشت، يه قطره درشت اشك در چشمهاش ديدم. همينطور كه عينكش را به دستش ميدادم، گفتم: ' اين بچه ها يه مشت آشغالن!' او به من نگاهي كرد و گفت: ' هي ، متشكرم!' و لبخند بزرگي صورتش را پوشاند. از آن لبخندهايي كه سرشار از سپاسگزاري قلبي بود. من كمكش كردم كه بلند شود و ازش پرسيدم كجا زندگي مي كنه؟ معلوم شد كه او هم نزديك خانهي ما زندگي مي كند. ازش پرسيدم پس چطور من تو را نديده بودم؟ او گفت كه قبلا به يك مدرسهي خصوصي مي رفته و اين براي من خيلي جالب بود. پيش از اين با چنين كسي آشنا نشده بودم. ما تا خانه پياده قدم زديم و من بعضي از كتابهايش را برايش آوردم. او واقعا پسر جالبي از آب درآمد. من ازش پرسيدم آيا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازي كند؟ و او جواب مثبت داد. ما تمام اخر هفته را با هم گذرانديم و هر چه بيشتر مارك را مي شناختم، بيشتر از او خوشم ميآمد. دوستانم هم چنين احساسي داشتند. صبح دوشنبه رسيد و من دوباره مارك را با حجم انبوهي از كتابها ديدم. به او گفتم:' پسر تو واقعا بعد از مدت كوتاهي عضلات قوي پيدا مي كني،با اين همه كتابي كه با خودت اين طرف و آن طرف مي بري!' مارك خنديد و نصف كتابها را در دستان من گذاشت. در چهار سال بعد، من و مارك بهترين دوستان هم بوديم. وقتي به سال آخر دبيرستان رسيديم، هر دو به فكر دانشكده افتاديم. مارك تصميم داشت به جورج تاون برود و من به دوك. من مي دانستم كه هميشه دوستان خوبي باقي خواهيم ماند. مهم نيست كيلومترها فاصله بين ما باشد. او تصميم داشت دكتر شود و من قصد داشتم به دنبال خريد و فروش لوازم فوتبال بروم. مارك كسي بود كه قرار بود براي جشن فارغ التحصيلي صحبت كند. من خوشحال بودم كه مجبور نيستم در آن روز روبروي همه صحبت كنم. من مارك را ديدم. او عالي به نظر مي رسيد و از جمله كساني به شمار مي آمد كه توانسته اند خود را در دوران دبيرستان پيدا كنند. حتي عينك زدنش هم به او مي آمد. همهي دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهي من بهش حسودي مي كردم! امروز يكي از اون روزها بود. من ميديم كه براي سخنراني اش كمي عصبي است. بنابراين دست محكمي به پشتش زدم و گفتم: ' هي مرد بزرگ! تو عالي خواهي بود!' او با يكي از اون نگاه هايش به من نگاه كرد( همون نگاه سپاسگزار واقعي) و لبخند زد: ' مرسي'. گلويش را صاف كرد و صحبتش را اينطوري شروع كرد: ' فارغ التحصيلي زمان سپاس از كساني است كه به شما كمك كرده اند اين سالهاي سخت را بگذرانيد. والدين شما، معلمانتان، خواهر برادرهايتان شايد يك مربي ورزش... اما مهمتر از همه، دوستانتان... من اينجا هستم تا به همه ي شما بگويم دوست كسي بودن، بهترين هديه اي است كه شما مي توانيد به كسي بدهيد. من مي خواهم براي شما داستاني را تعريف كنم.' من به دوستم با ناباوري نگاه مي كردم، در حاليكه او داستان اولين روز آشناييمان را تعريف مي كرد. به آرامي گفت كه در آن تعطيلات آخر هفته قصد داشته خودش را بكشد. او گفت كه چگونه كمد مدرسه اش را خالي كرده تا مادرش بعدا ً وسايل او را به خانه نياورد. مارك نگاه سختي به من كرد و لبخند كوچكي بر لبانش ظاهر شد. او ادامه داد: 'خوشبختانه، من نجات پيدا كردم. دوستم مرا از انجام اين كار غير قابل بحث، باز داشت.' من به همهمه اي كه در بين جمعيت پراكنده شد گوش مي دادم، در حاليكه اين پسر خوش قيافه و مشهور مدرسه به ما دربارهي سست ترين لحظه هاي زندگيش توضيح مي داد. پدر و مادرش را ديدم كه به من نگاه مي كردند و لبخند مي زدند. همان لبخند پر از سپاس. من تا آن لحظه عمق اين لبخند را درك نكرده بودم. هرگز تاثير رفتارهاي خود را دست كم نگيريد. با يك رفتار كوچك، شما مي توانيد زندگي يك نفر را دگرگون نماييد: براي بهتر شدن يا بدتر شدن. خداوند ما را در مسير زندگي يكديگر قرار مي دهد تا به شكلهاي گوناگون بر هم اثر بگذاريم. دنبال خدا، در وجود ديگران بگرديم.
در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود
عقاید مختلفی درباره منشا روز ولنتاین وجود دارد، یکی از این عقاید مربوط میباشد به کشیش ولنتاین که در قرن سوم بعد از میلاد در این روز به خاطر مسیحیان زجر بسیاری کشید و در آخر هم کشته شد. یکی از دیگر افسانه ها مربوط است به کشیشی که در زندان عاشق دختر نابینای زندانبان شد و به خاطر عشق خالصانه او بینایی دختر باز گشت و کشیش بعد از مرگش یک نامه خداحافظی از خود به جای گذاشت که در آخر آن امضا شده بود: از طرف ولنتاین تو. یکی دیگر از افسانه ها مربوط است به کشیشی که در زمان فرمانروا کلادیوس زندگی میکرده است. در این زمان این فرمانروا ازدواج را به خاطر حضور بیشتر مردان ممنوع کرده بود این کشیش به طور مخفیانه مراسم ازدواج دختران و پسرانی که عاشق یکدیگر بوده اند را انجام میداد. روز ولنتاین در آسیا: این روز در بیشتر کشورهای آسیایی جشن گرفته میشود. اما در کره و ژاپن و چین این جشن سابقه طولانی تری دارد. در این کشورها زنان بیشتر از مردان هدیه میدهند و جالب اینکه مردان تنها به عشق واقعیشان کادو میدهند اما زنان باید به تمام کسانی که دوست دارند هدیه بدهند. حتی زنانی که در اداره کار میکنند باید به مردان همکار خود هم شکلات بدهند. این شکلات به giri choko مشهور میباشد و با شکلاتی به نام honmei choko فرق میکند و این شکلات مخصوص عشقهای واقعی یا دوستیهای قوی میباشد. در ژاپن دختران به دخترانی که دوستان واقعی آنها هستند هم شکلات هدیه میدهند. در روز ۱۴ مارس در این کشورها مردان در انتظار هدیهای میباشند که از عشق واقعی خود دریافت کنند. این روز به نام روز سفید میباشد و هدیه آن گل ختمی و یا شکلات سفید میباشد. در این روز بعضی از مردان آسیایی هم به عشق خود هدیه میدهند… در کره یک روز به نام روز سیاه وجود دارد که در ۱۴ آوریل میباشد و مردانی که از عشق واقعیشان هدیه نگیرند غذایی که با سس سیاه خورده میشود. در کره جنوبی جشنی در ۱۱ نوامبر گرفته میشود که زن و شوهرهای جوان برای یکدیگر هدیه میخرند و زنان در این روز خود را غسل میدهند تا از بدترین ها دور شوند.
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد قرمز شيري رنگ نيلي خاكستري سبز طلائي صورتي زرد خرمائي نارنجي ارغواني ليموئي نقره اي سياه زيتوني قهوه اي آبي سرمه اي سفيد كبود
يه مقام محترم اعلام کرده که کتابهاي مدارس بومي سازي ميشود... جمله اصلي: آن مرد با اسب آمد جملات بومي شده اصفهان: آن مرد با پول آمد تهران: آن مرد با ماکسيماي مشکي آمد قم: حاج آقا تشريف آوردند آبادان: آن مرد با عينک دودي ريبن آمد زاهدان: آن مرد را کشتند تبريز: آن مرد ياواش ياواش گئدي مشهد: آن مرد با شمع آمد سنندج: آن مرد سبيل دارد اردبيل: آن مرد بار ميبرد شيراز: آن مرد حال نداشت نيامد
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي . اين مطلب رو براي تمام خانمهاي باهوشي كه به يه لبخند نياز دارن بفرستين .
عشق جاودانه است شايد شكل آن تغيير كند،اما جوهر يكي است. تفاوت بين عاشق و غير عاشق، همان تفاوت بين چراغ روشن است و خاموش چراغ آنجاست و به كار ميايد، اما اكنون نيز نور مي افشاند، و همين نور افشاني كار حقيقي آن است. بهترين راه شناخت زندگي،بسيار عشق ورزيدن است. Love is something eternal The aspect may change,bet not the essence There is the same difference in a person before and after he is in love As lapm was there and it was a good lamp Bet now it is shedding light, too And that is its real function The best way to know life is to love many things.
عاشق که شدم
دنیا یه بادبادک بزرگ قرمز شد و هوا رفت آنقدر بالا و بالاتر رفت که به خورشید چسبید و ترکید حالا مواظبم دفعه بعد که عاشق شدم یه نخ به سر دنیا ببندم که خیلی بالا نره... آخه میترسم این بار هم گمش کنم یا بترکه!
ادبی : ا – در بیت زیر منظور از ساقیا چیست ؟ « ساقیا آمدن عید مبارک بادت » الف ) ساقیهایی که در کوچه و بازار می بینیم ب ) کار و کاسبی ساقیا تو عید توپه توپه ج ) ساقی کمر باریک د ) ساق یا مچ ؟؟ 2 – شیرین وفرهاد کجا مردند ؟ چرا ؟ الف ) زیر کوه بیستون ..چون ستون نداشت ریخت رو سرشون ب ) بین کوه بیستون و باستون.... دلیلشو نمیدونم ج ) بین بیستون و پیستون و رینگ و لاستیک چخ چخی د ) به علت خوردن سیگاروکشیدن مشروب 3 - آرایه های ادبی چه نقشی در ادبیات دارند ؟ الف ) نقش فوق العاده مهمی دارند ب ) موجب می شود اشعار مودبی داشته باشیم ج ) نقش حیاتی را ایفا می کنند د ) نقش بابان را هم ایفا می کنند 4 – جمع مکسر کلمه دارکوب چیست ؟ الف ) دراکیب ب ) درکیبا ج ) دروگبا د ) گربه ورزشی : 1 – تیم قرمز پوش پایتخت الف ) پرسپولیس ب ) پرس آشخور ج ) پرس سینه د ) ماشاالله بازو ۲- تیم آبی پوش پایتخت : الف ) استقلال ب ) استقکر ج) استقکور د ) استقفرالله !! ۳ - پر افتخار ترین تیم مادریدی جهان ( پایتخت اسپانیا ) الف ) اسپارتا پراگ جمهوری چک ب ) شاختار دونتسک بلژیک ج ) شهید فخرالدین کابل افغانستان د ) علی دایی 3 – ملی پوش جوان آرژانتینی بارسلونا الف ) لیونل مسی ب ) لیونل طلایی ج ) مهدی سر طلایی سرور لنگیایی د ) توپ تانک فشفشه ..... 4 – این تیم بیشترین تعداد قهرمانی در جام جهانی فوتبال را دارد؟ الف ) ترینیداد و توباگو ب ) شیکاگو بولز ج ) تیم ملی د ) مایکل شوماخر 5- تیم قدرتمند آفریقایی ؟ الف ) ساحل عاج ب ) دریای منقار ج ) شبه جزیره زرافه د ) خلیج شامپانزه
سلام به تو که فکر میکنی خیلی با هوشی باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد پس تقلب نکنین چون جواب سوالا پایین صفحه هست اینو گفتم که بودو بودو نری اول جوابارو ببینی پس جوابارو اگه حالشو داشتی تو یه کاغذ بنویس بعد با پایین مقایسه کن خالی بندی هم نکنیا دوست دخترت نیس که بخوای خرش کنی تست هوشه موفق باشی 1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟ 2- 4_عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟ 5_مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟ 6_اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟ 7_فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟ 8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟ 9_حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟ 10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟ ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش 7تا و بیشتر دانش اموز دبستان 6 تا دانش اموز دبیرستان 5 تا دانشجو 2-3 استاد دانشگاه 1 مدیران ارشد خوب فکر میکنین سوالا خیلی آسون بوده و همرو جواب دادین باید عرض کنم که اینجوریام که فکر میکردین نیس با هم جواب جوابارو میبینیم پاسخ تست ها 1 - تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند!!! 2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1 و 30 و بعدی را در ساعت 2 می خورید) ! 3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است!!! 4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)! 5- او 9 گوسفند خواهد داشت! 6- کبریت!!! 7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب شمال باشد ! 8- همان2 سیب! 9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)!!! 10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)! خوب دبستانی بودی با مدیر ارشد؟؟
Love suffers long & is kind;عشق رنج راسالها برمیتابدوبازمهربان است Love does not enevy;عشق رنج نمیبرد Love does not parade itself,عشق فخرنمیفروشد Is not poffed up;اهل تظاهرنیست Does not seek its own;سودخودنمیجوید Is not provoked,thinks no evil;تحریک نمیکند،بدخواه نیست Does not rejoices in the truth;نه از پلشتی، But rejoices in the truth; که از حقیقت شادمیشود Hopes all things,endures all things; به همه چیزامیدواراست وهمه چیزرا به جان میخرد love never fails ;عشق شکست ناپذیر است .
بالاخره امتحانات تموم شد ومن فرصت می کنم بدو دغدغه و بدون صدای وحشتناک ساعت از خواب بیدار شم .فکر میکنم همه بچه ها رفته باشن و تنها کسی باشم که در یخبندان سیبری سر میکنم.!!!!!!!!!!!!!انشاء الله فردا دیگه میریم اردو.اول قرار بود کرمانشاه باشه بعد شد کیش و حالا.......متاسفانه یا خوشبختانه داریم میریم اصفهان!البته دیگه مثل همیشه تنها نیستم.تازه ۲۷ هم اگر خدا بخواد اردوی مشهد داریم.واسه همه دوستان دعا خواهیم کرد.
خوش بگذره
برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :
|
ABOUT ![]()
هوای تازه MENU
Home
|